الغزالي

87

كيمياى سعادت ( فارسى )

و جابر ( رض ) مىگويد : با رسول خدا اندر سفر بوديم ، بر دو گور بگذشت ، گفت : « اين هر دو اندر عذاب‌اند ، يكى براى غيبت ، و يكى از آنكه جامه از بول نگاه نداشتى . » پس چوبى تر به دو پاره بكرد و به سر گور ايشان فروبرد ، و گفت : « تا اين خشك نشود ، عذاب ايشان سبكتر بود . » [ 1 ] چون مردى اقرار داد به زنا وى را سنگسار فرمود . [ 2 ] يكى گفت ديگرى را كه « چنان كه سگ را نشانند وى را بنشاندند . » پس رسول ( ص ) به مردارى بگذشت ، گفت : « بخوريد از اين مردار ! » گفتند : « مردار چگونه خوريم ؟ » گفت : « آنچه از گوشت آن برادر مىخورديد بتر از اين است و گنده‌تر از اين است . » و گوينده و شنونده را فراهم گرفت ، كه شنونده شريك است اندر معصيت . و صحابه ( رض ) به روى گشاده يكديگر را ديدندى و غيبت يكديگر نكردندى ، و اين از فاضل‌ترين عبادات دانستندى ، و خلاف اين از نفاق شمردندى . و قتاده ( رض ) گويد كه « عذاب قبر سه قسم است : يك ثلث آن غيبت است ، و يك ثلث آن سخن چيدن است ، و يك ثلث جامه از بول نگاه نداشتن . » و عيسى ( ع ) با حواريان بر سگى مرده بگذشت ، گفتند : « اين گنده چيزى است ! » عيسى ( ع ) گفت : « آن سپيدى دندان وى نكوچيزى است ، و غيبت از آن [ 3 ] گنده‌تر » : ايشان را بياموخت كه از هر چه بينيد آن گوييد كه نيكوتر است . و خوكى به عيسى بگذشت ، گفت : « برو ، به سلامت ! » گفتند : « يا روح اللّه ، چنين همىگويى خوك را ؟ » گفت : « زبان خود را خوى جز فرا خير نكنم . »

--> [ 1 ] در « ترجمهء احياء » : اين دو چوب عذاب اين‌ها را سبك مىگرداند ما دام كه ترند يا خشك نشده‌اند . ( ربع مهلكات ، ص 381 ) . [ 2 ] حكم به سنگسار او كرد ، دستور داد سنگسار شود . [ 3 ] سگ مرده .